X
تبلیغات
رایتل
luna
lovely
شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1388 :: 10:34 ب.ظ :: نویسنده : F@ezeh

اسلام و تنبلی

اگر احساس تنبلی می کنید حتما این مطلب رو بخونید.

پرهیز از تنبلی و بی حوصلگی


قال الباقر (ع): "إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ ... مَنْ کَسِلَ لَمْ یُؤَدِّ حَقّا وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَی حَقٍّ"(1)

از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو کلید هر بدی می‏باشند و کسی که تنبل باشد حقی را نگذارد و کسی که بی حوصله باشد بر حق شکیبایی نورزد.

از جمله هشدارهایی که در فرهنگ دینی بسیار به چشم می‏خورد و مسلمانان را نسبت به آن بیدار باش داده‏اند، موضوع تنبلی و تن پروری و بی حوصلگی و کوتاهی در کار است واژه‏های مانند "کسل"، "ضجر" و "توانی" یعنی تنبلی و بی حوصلگی و سستی در بردارنده این صفت نا پسند و مورد نکوهش می‏باشند. 

لغت شناسان در کالبد شکافی این واژگان گفته‏اند:

"الْکَسَلَ ، التَّثاقُلُ عَمّا لا یَنْبَغی التَّثاقُلُ عَنْهُ وَ لِاَجْلِ ذلکَ صارَ مَذْمُوما"(2).

تنبلی یعنی کوتاهی و سستی ورزیدن و زیر بار نرفتن چیزی که شایسته است انجام گیرد و به همین جهت این خصلت از صفتهای مذموم و مورد نکوهش بشماررود.

در حدیث اول نوشتار امام باقر (ع) با تعبیر " إیَّاکَ " هشدار داده اند و پی آمدهای منفی تنبلی و بی حوصلگی را اینگونه بر شمرده اند: 


الف: اگر کسی گرفتار این صفت منفی و خصلت مذموم تنبلی شد برای ورود به کارهای بد مانعی در جلو راه نخواهد دید، انسان تنبل و تن پرور برای اداره زندگی دست به هر کار زشت و پلشت خواهد زد، برای نان ثناگر دونان خواهد شد. به تعبیر امام (ع) این صفت صفت منفی کلیدی است یعنی کلید بسیاری از زشتی ها و بدیها است و به وسیله آن دَرِ شرور و زشتی ها به روی انسان گشوده خواهد شد. 


ادامه ی مطلب رو یادتون نره بخونید!!

اسلام و تنبلی

اگر احساس تنبلی می کنید حتما این مطلب رو بخونید.

پرهیز از تنبلی و بی حوصلگی


قال الباقر (ع): "إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ کُلِّ شَرٍّ ... مَنْ کَسِلَ لَمْ یُؤَدِّ حَقّا وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ یَصْبِرْ عَلَی حَقٍّ"(1)

از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو کلید هر بدی می‏باشند و کسی که تنبل باشد حقی را نگذارد و کسی که بی حوصله باشد بر حق شکیبایی نورزد.

از جمله هشدارهایی که در فرهنگ دینی بسیار به چشم می‏خورد و مسلمانان را نسبت به آن بیدار باش داده‏اند، موضوع تنبلی و تن پروری و بی حوصلگی و کوتاهی در کار است واژه‏های مانند "کسل"، "ضجر" و "توانی" یعنی تنبلی و بی حوصلگی و سستی در بردارنده این صفت نا پسند و مورد نکوهش می‏باشند. 

لغت شناسان در کالبد شکافی این واژگان گفته‏اند:

"الْکَسَلَ ، التَّثاقُلُ عَمّا لا یَنْبَغی التَّثاقُلُ عَنْهُ وَ لِاَجْلِ ذلکَ صارَ مَذْمُوما"(2).

تنبلی یعنی کوتاهی و سستی ورزیدن و زیر بار نرفتن چیزی که شایسته است انجام گیرد و به همین جهت این خصلت از صفتهای مذموم و مورد نکوهش بشماررود.

در حدیث اول نوشتار امام باقر (ع) با تعبیر " إیَّاکَ " هشدار داده اند و پی آمدهای منفی تنبلی و بی حوصلگی را اینگونه بر شمرده اند: 

الف: اگر کسی گرفتار این صفت منفی و خصلت مذموم تنبلی شد برای ورود به کارهای بد مانعی در جلو راه نخواهد دید، انسان تنبل و تن پرور برای اداره زندگی دست به هر کار زشت و پلشت خواهد زد، برای نان ثناگر دونان خواهد شد. به تعبیر امام (ع) این صفت صفت منفی کلیدی است یعنی کلید بسیاری از زشتی ها و بدیها است و به وسیله آن دَرِ شرور و زشتی ها به روی انسان گشوده خواهد شد. 

ب: انسان تنبل هرگز نمی تواند از حق دفاع کند و همواره ذلیل و محکوم و زیر دست خواهد بود. زیرا حق گرفتنی است، برای احقاق حق باید تلاش و کوشش کرد، انسان بی تحرک و بی نشاط نه از حق خودش می‏تواند دفاع کند و نه از حق اجتماعی پاسداری نماید. 

ج: کسی که در زندگی بی حوصله و سست اراده باشد، پایداری و شکیبایی را از دست می‏دهد و در نتیجه در مسیر پیشرفت حق و حقیقت آسیب پذیر می‏گردد. گزیده فرمایش امام باقر (ع) این است: مسلمانی که تنبل و سست اراده و بی حوصله باشد نه " تَواصَوْا بِالْحَقِّ "(3) را می‏تواند عملی سازد و نه "تواصوا بالصّبر"(4) را می‏تواند به اجرا درآورد. و در نتیجه از " تَواصَوْا بِالْمَرْحَمَه"(5) نیز محروم است و به فضیلت " تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَ التَّقْوَی"(6)هم دست نخواهد یافت. 

در روایت دیگر امام صادق (ع) فرمود: 

" إیَّاکَ وَ الْکَسَلَ وَ الضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا یَمْنَعَانِکَ مِنْ حَظِّکَ مِنَ الدُّنْیَا وَ الاْآخِرَةِ "(7)

از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز، زیرا که این دو خصلت تو را از بهره دنیا و آخرت باز می دارند.

اسلام دین معاش و معاد، دنیا و آخرت، و مادی و معنوی است، به دنیا و نعمتهای آن با دو چشم می‏نگرد. انسانهایی که در زندگی یک بعدی هستند از نظر اسلام انسانهای ایده آل نخواهند بود، اگر کسی از دنیا بگریزد به بهانه آخرت و یا آخرت را از دست بدهد به خاطر دنیا، هردو مورد نکوهش و سرزنش هستند، آنچه اسلام می‏پسندد داشتن دنیا و آخرت در کنار هم و با هم است. 

"رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الاْآخِرَةِ حَسَنَةً ..."(8)

پروردگارا دنیای خوب و آخرت خوب به ما عطا فرما.

این دعایی است که همواره مؤمنان خدا باور در قنوت نمازهای واجب و مستحب‏خوانند و از پروردگار جهان خیر دنیا و آخرت را طلب می‏کنند. انسانهای تنبل و بی حوصله و سست اراده نه از دنیا بهره‏ای می برند و نه از آخرت طرفی خواهند بست. از این رو امام صادق (ع) هشدار می‏دهند که اگر می‏خواهید به خیر دو جهان دست یابید تن پروری و تنبلی و سستی را از خود دور کنید.

مقام معظم رهبری در تبیین این واقعیت تحلیل دلپذیری دارند که اشاره به آن روشنگر موضوع مورد بحث است:

"در اسلام زندگی بدون مبارزه، زندگی راکد، زندگی ساکن، زندگی بی تحرک و زندگی بی جوشش که اراده و عزم انسانی در آن نباشد زندگی مطلوبی نیست و انسان را به آرمانهای انسانی و اسلامی نمی رساند... یکی از بدترین دشمنهای انسان که از درون خود او سر منشأ می‏گیرد، تنبلی و بیکارگی و تن به کار ندادن و دل به کار ندادن است، باید با این دشمن مبارزه کرد، اگر با این دشمن مبارزه کردید و توانستید بر او فائق بیایید، آن گاه اگر دشمن خارجی هم به کشور شما حمله کرد می‏توانید بر او نیز فایق بیایید.... اگر انسان بر تنبلی خود غلبه پیدا نکند و تنبلی بر انسان حاکم بشود در هر میدانی که وظیفه او را فرا بخواند، انسان در آن میدان حاضر نخواهد شد. پس اولین دشمن، تنبلی و راحت طلبی انسان است، آن کسی که تن به درس، تن به کار، تن به عبادت، تن به وظایف گوناگون خانوادگی و اجتماعی نمی دهد و تسلیم تنبلی می‏شود، نمی تواند ادعا کند که اگر دشمن او را از بیرون تهدید کند خواهد توانست بر آن دشمن پیروز شود"(9)

بی تردید در مسیر زندگی اجتماعی موانع و دست اندازهای گوناگونی وجود دارد که باید آنها را با عزم و اراده پولادین از جلو راه برداشت تا به مقصد و مقصود راه یافت، انسان تنبل توان برداشتن این موانع را ندارد از این رو همواره در بین راه زمین گیرشود و از رسیدن به قله سعادت و عزت باز می‏ماند.

کسی که می‏خواهد در زندگی اجتماعی آبرومند زندگی کند باید توانمندی‏های خدا دادی خود را به کار گیرد و ضعف و سستی را از خود دور سازد و با نیروهای راهزن که از آن جمله است تنبلی و بی‏حوصلگی مبارزه کند. 

انسانهایی که بی حوصله و سست اراده و دون همت و تن پرورند گرفتاریهای گوناگونی پیدا می‏کنند که در روایات به برخی از آنها اشاره شده است. 

علی (ع) فرمود: " مِنْ سَبَبِ الْحِرْمَانِ التَّوَانِی "(10)یکی از عوامل محرومیت سستی (در کار) است.

و نیز فرمود: 

" التَّوَانِی إِضَاعَةٌ "(11) سستی و اهمال در کار نابود کننده (عمر و فرصت) است.

در جای دیگر فرمود:"مِنَ التَّوَانِی یَتَوَلَّدُ الْکَسَلُ"(12) از سستی است که تنبلی زاییده می شود.

پیشوایان دینی در لابلای نیایش و دعاهایشان از صفت کسالت و تنبلی و بی حوصلگی به خدا پناه می‏بردند امام سجاد(ع) می فرماید: "اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْهَمِّ وَ الْحَزَنِ وَ الْعَجْزِ وَ الْکَسَلِ"(13).

بار خدایا، من از غم و اندوه و ناتوانی و تنبلی به تو پناه می‏برم.
نشاط و عزم

در برابر این هشدار هدایت هم وجود دارد، اگر کسی بخواهد از تنبلی و سست ارادگی و بی حوصلگی برهد باید در پی روحیه با نشاط و عزم آهنین باشد انسانهای پرنشاط و با اراده دیو تنبلی را از سرزمین وجود خویش دور می‏سازند و با به کارگیری انرژیهای خدادادی از موانع پیش روی یکی پس از دیگری عبور می‏کنند و گامهای مؤثر و سازنده‏ای در زمینه سلامت و سعادت زندگی اجتماعی بر می‏دارند. 

"نشاط" در لغت به معنای "گشودن گره است"(14) آن که کاری را به آسانی و با سرعت انجام می‏دهد و از امروز و فردا کردن و روزمره‏گی خود را می‏رهاند انسان با نشاط نام دارد انسانهای با نشاط روحیه، نیت و عمل را با هم هماهنگ می‏کنند اگر روحیه انسان شیفته کاری شد و اگر شیفته خدمت به خلق خدا گردید در انجام کار سستی و تنبلی نخواهد ورزید.

انسان اگر هدفدار زندگی کند و به هدفش نیز ایمان داشته باشد در عمل سرزنده و با نشاط خواهد بود.

عالمی که به علم عشق می‏ورزد و طعم شیرین و دلپذیر دانش را چشیده است در دانش آموزی شب و روز نمی شناسد و به گفته خواجه طوسی:;لذات دنیوی همه هیچ است نزد من ;در خاطر از تغییر آن هیچ ترس نیست 
;روز تنعم و شب عیش و طرب مرا ;غیر از شب مطالعه و روز درس نیست 


انسان مؤمن خدا باور و معاد شناس که جهان هستی را هدفمند و هشیار بیند تمام توان و تلاش خودش را به کار می‏گیرد که در مسیر عبودیت و بندگی از بیهودگی و عبث گرایی و سستی و تنبلی بگریزد و در انجام عمل صالح با نشاط و همراه با شوق و رغبت زندگی اجتماعی خود را ساماندهی کند. 

علی (ع) در ضمن شمارش اوصاف انسانهای پرهیزگار می‏فرماید:"... وَ نَشَاطا فِی هُدًی"(15)(آنان) در مسیر هدایت با نشاطند.

و چه خوب ترسیم کرده عالم و عارف دلسوخته مرحوم الهی قمشه‏ای این حقیقت را: ;همی بینی در آن دلهای آگاه ;نشاطا فی هدی شوقا الی اللّه 
;چو یابد راه کوی دلبرش را ;نشاط انگیز سازد خاطرش را 
;بشارت باد مستان صفا را ;بجان پویندگان راه وفا را 
;یکی را مست چشم یار کردند ;یکی دردی کش خمار کردند 
;یکی را ناز جانان دار باید ;یکی را نقش بیجان جان فزاید 
;تو شادی با می‏انگور بستان ;چه دانی شادی ایزد پرستان 
;تو را زیبد نشاط آب و نانی ;نشاط عشقبازان را چه دانی 


امام علی (ع) می‏فرماید:" الْمُؤْمِنُ یَرْغَبُ فِیمَا یَبْقَی وَ یَزْهَدُ فِیمَا یَفْنَی ... بَعِیدٌ کَسَلُهُ دَائِمٌ نَشَاطُهُ " (16)

مؤمن به آنچه باقی است عشق و رغبت نشان می‏دهد و از آنچه فانی است گریزان است، تنبلی از او به دور است و همواره با نشاط زندگی می‏کند.

پیامبر اسلام(ص) در ضمن دعا اینگونه می فرماید: 

"امْنُنْ عَلَیْنَا بِالنَّشَاطِ وَ أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَلِ"(17)

(خدایا) نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی و تنبلی و ناتوانی و بهانه آوری و زیان و دل مردگی و ملال، محفوظمان دار.

همانگونه که مشاهده می‏شود، در برابر روحیه منفی تنبلی روحیه مثبت نشاط و سرزندگی قرار دارد که پیشوایان معصوم آن را از خدا طلب می‏کردند و به پیروان خویش نیز آن را اینگونه می‏آموختند.

اگر نشاط فردی و اجتماعی در بین جامعه رواج یابد و جریان غالب و حاکم گردد بی‏تردید عزم ملی و اراده سرنوشت ساز به دنبال آن رخ می‏نماید از این رو در روایات در برابر سستی و بی ارادگی به عزم سفارش شده است: 

علی (ع) فرمود: " ضَادُّوا التَّوَانِیَ بِالْعَزْم"(18)؛ با عزم و اراده به جنگ سستی بروید.

اگر در جامعه‏ای روحیه نشاط و پویایی و کوشایی همراه با عزم و اراده وجود داشته باشد آن جامعه از بسیاری از آفت‏ها بدور خواهد بود در نتیجه مردم جامعه سرزنده، مولّد، متحرک، و اهل کار و ابتکار خواهند شد. بنابراین باید همگان بکوشیم تا از سستی و ضعف و تنبلی و بی حوصلگی خود را برهانیم و به صفت زیبای نشاط و عزم و همت عالی، خود و جامعه دینی‏مان را بیاراییم. 
آثار زیانبار تنبلی

در کلمات نورانی پیشوایان معصوم نسبت به پیامدهای زیانبار تنبلی و آثار ویرانگر اجتماعی آن هشدارهایی داده شده است که به برخی از آنها اشاره می‏کنیم: 
فقر و ناداری

انسان فقیر و جامعه فقیر ذلیل و زبون است، از چشم‏ها می‏افتد و برای زندگی خویش توان برنامه‏ریزی و آینده نگری را ندارد. انسان نیازمند از لحاظ اجتماعی فاقد پایگاه و جایگاه است حتی اگر حرف حقی هم داشته باشد در ابراز آن احساس ناتوانی می‏کند. علی (ع) می‏فرماید: 

" إِنَّ الاْءَشْیَاءَ لَمَّا ازْدَوَجَتْ ازْدَوَجَ الْکَسَلُ وَ الْعَجْزُ فَنُتِجَا بَیْنَهُمَا الْفَقْرَ "(19)؛آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند، تنبلی و ناتوانی با هم ازدواج کردند و از آنها فقر متولد شد.

فقر زاییده تنبلی و بی حوصلگی و نداشتن روحیه کار و تلاش و سعی و کوشش است، کار سرمایه است و بی کاری سربارگی.;برو کار می‏کن مگو چیست کار ;که سرمایه جاودانی است کار 

آفت موفقیت 

توفیق رفیقی است که به هر کس ندهند، اگر انسان در زندگی تلاش و تحرک نداشته باشد و بستر سازی و زمینه سازی نکند در امور مربوط به دین و دنیا به جایی نمی رسد به قول معروف "از تو حرکت از خدا برکت" اگر جوشش و کوشش نباشد رویش و زایش نخواهد بود. توفیق یعنی آماده شدن اسباب برای رسیدن به هدف و مقصود. این واقعیت آن گاه لباس واقعیت می‏پوشد که آدمی اهل کار و تلاش باشد.

علی (ع)فرمود: " آفَةُ النُّجْحِ الْکَسَلُ "؛(20)آفت موفقیت تنبلی است.
نرسیدن به مقصد

برای رسیدن به هدف و مقصود زندگی که همان "حیات طیبه" است، باید از ایمان و عمل صالح کمک گرفت اگر ایمان و باور باشد اما کار و عمل نباشد آدمی به هدف زندگی دست نخواهد یافت علی(ع) می‏فرماید:

" مَنْ دَامَ کَسَلُهُ خَابَ أَمَلُه "؛(21) کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.

ونیز فرمود:

" عَدُوُّ الْعَمَلِ الْکَسَلُ "(22)؛ دشمن کار، تنبلی است.
افتادن از چشم‏ها

کسی که روحیه کار و تلاش ندارد و کَلّ بر جامعه است از لحاظ اجتماعی فاقد جایگاه است، مردم به او اعتماد ندارند و در نتیجه از شور و مشورت با او می‏پرهیزند و می‏گویند اگر او حرفی و طرحی می‏داشت خودش را از این بدبختی نجات می‏داد. از این رو او از چشم مردم می‏افتد. 

علی(ع) فرمود:" لَا تَتَّکِلْ فِی أُمُورِکَ عَلَی کَسْلَان"؛(23)در کارهای خود به آدم تنبل، تکیه و اعتماد نکن.

و نیز فرمود:

" لَا تَسْتَعِنْ بِکَسْلَانَ وَ لَا تَسْتَشِیرَنَّ عَاجِزا"؛(24) از آدم تنبل کمک مگیر و با ناتوان مشورت مکن.

این بود نگاهی گذرا به یکی دیگر از هشدارهای اجتماعی که از زبان پیشوایان معصوم بیان شده است، امید است جامعه دینی و مدیریت اجتماعی ما برخوردار از نشاط و طراوت و تلاش و جدیت باشند و از هرگونه سستی و تنبلی و کم‏کاری و بی حوصلگی دوری گزینند.


پی‏نوشت‏ها:ـــــــــــــــــــــــ


25. میزان الحکمه،ری شهری با ترجمه فارسی، ج 11، ص5186.

26. مفردات راغب،واژه کسل.

27. سوره عصر، آیه 3.

28. همان.

29. سوره بلد، آیه 17.

30. سوره مائده، آیه 2.

31. میزان الحکمه،ری شهری با ترجمه فارسی، ج 11، ص5186.

32. سوره بقره، آیه 201.

33.سخنرانی 26/8/82.

34. میزان الحکمه،ری شهری با ترجمه فارسی، ج 11 ص 5186.

35. همان.

36. همان.

37. همان، ص 5188.

38. مفردات راغب، کلمه نشط.

39. نهج البلاغه،خ 193.

40. میزان الحکمه،ری شهری با ترجمه فارسی، ج 11،ص 5184.

41. همان، ص 5188.

42. همان.

43. همان، ص 5184.

44. همان.

45. همان.

46. همان.

47. همان.

48. همان.

موضوعات
آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 208936